نهضت شعوبیه در اندیشه اشپولر

«یا ایهاالناس اناخلقناکم من ذکر و انثی و جعلنا کم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات ـ 13)
ای مردم ما همة شما را از یک زن و مرد آفریدیم و شما را گروهها و قبیله‌ها قرار دادیم تا بدین وسیله یکدیگر را بشناسید. گرامی ترین شما‌ نزد خدا پرهیزکارترین شماست.
بعد از تسلط امویان و سیاست ضد اسلامی آنان عنصر عربیت پیش کشیده شد و سایر اقوام غیر عرب به خصوص ایرانیان به مبارزه با‌ آن پرداختند.

اشپولر در کتاب خود<<جهان اسلام>> چنین آورده:

تصمیم هارون الرشید به اینکه سرزمینهای شرقی امپراطوری را به پسر خویش مامون واگذار کند ممکن است تا حدی مبنی بر قبول این نکته بوده باشد که قوم ایرانی را دیگر نمیتوان بلا واسطه از بغداد اداره کرد.

او می افزاید: این امر مخصوصا” در خراسان که از لحاظ جغرافیایی پرت افتاده و منزوی بود صدق می کرد.در خراسان و ماوراءانهر، ایرانیان تا آنجا که راه طبقه نجبای اراضی خویش را در قبول اسلام سنی در همان اوایل امر تا حد زیادی دنبال کردند ،بزودی به زندگی فرهنگی و اجتماعی عمومی کشور خلفا ملحق گشتند . از سوی دیگر ، ولایات مهم جنوبی فارس ،آئین زرتشت دوام بیشتری آورد و هرج و مرج خوارج و سایر پریشانیها و سرانجام این نکته که شکل تشیع اسلام از خیلی قدیم در نواحی مرکزی ایران، از جمله قم، ریشه گرفته بود شاید مانعی در راه تاثیر متقابل تمدن اسلامی بوجود می آورد. اشپولر ، جهان اسلام، ص99،100